
و با هر تپش قلب خود نجوایی چنین بر گوشم خواهد رسید ....
اگر عشقی در این زمانه باشد آن عشق تویی!!!!
اگر یک با وفا در این دنیا باشد آن با وفا تویی!!!
با بودن تو در قلبم ، این قلب خوشبخت است چون من میدانم تو چقدر مرا دوست داری ، من که میدانم قلبت تنها برای من است!!!
میدانم وقتی دلتنگم میشوی آن چشمهای زیبایت بارانی میشود!!!
میدانم شبها به یادم به ستاره ها خیره میشوی ، و به یاد من به خواب عاشقانه میروی!!!
به خدا میدانم که خیلی مرا دوست داری ، میدانم تنها به عشق من نفس میکشی!!!
من که میدانم تنها امیدت رسیدن به من است و میدانم که اینک دلت هوایم را کرده است!!!
میدانم جای تو در قلبم گرم است و میخواهی تا ابد با من بمانی !!!
به تو افتخار میکنم ای عشق ، تویی که مظهر پاکترین عشق روی زمینی!!!
اگر تو مرا دوست داری من دیوانه تو هستم ....
وقتی دلتنگت میشوم مانند تو اشک نمیریزم ! سرم را به دیوار می کوبم و زار و زار گریه
میکنم ! تا همه به من بگویند دیوانه ام و بدانند تو بهترین هدیه از طرف خدا برای منی !!!
میدانم که تنها به عشق من عاشقترینی ، اما بدان که من به عشق تو مجنون ترینم!!!
اگر این دنیا و آدمهای بی وفایش با قلبم مدارا نکردند ، تو در میان آنها با محبت و عشقت
به من زندگی دوباره دادی ای تو که سرچشمه محبت و عشقی!!!!
اینک که بار دگر بر قلب من وارد شدی مطمئن باش که برای همیشه خواهی ماند و حتی یک لحظه نیز پیشمان نخواهی شد و همیشه در قلب منی !
آنقدر در این قلب عاشق و حقیر خود به تو عشق می ورزم ....
تا با تمام وجود معنای عشق را در قلبم حس کنی !!!!
اگر یک دل دیوانه در این دنیا باشد ، دل من است که دیوانه قلب مهربان تو است!
بشکن سکوت عاشقانه را با فریادت !
فریاد بزن نام مرا که با رعد صدایت هوای دلم بارانی شود !
آنگاه که هوای این دل بارانی شد بیا و در زیر بارانش قدمی بزن !
حس کن گرمی قطره های باران را در قلبم ، که برای تو می بارد !
همه زندگی ام فدای تو ، این قلب عاشقم برای تو ، قربان آن همه مهر و محبت و صفای تو!!!!
نوشته شده توسط √ صادق R در چهارشنبه 10 بهمن 1386 و ساعت 04:01 ق.ظ